تبليغاتX
عشق شکست خورده

عشق شکست خورده

هیچ وقت قلب کسی رونشکنین

سلام خوبین؟امروزاومدم آپ کنم تواین مدت کلی اتفاق افتاد پدردوستم کیانا که تواون یکی وبلاگم درموردش نوشته بودم فوت کرد!!!!اصلاباورم نمی شه همین چندوقت پیش بودکه باپدرش حرف زدم که کیانا ازمدرسه مون نره!!!کیانا بادوست پسرش بابک بعدازیک سال بابدبختی آشتی شون دادم بابک ازشاهین شهراومد تهران!!!!بابک خیلی عوض شده هم قیافه اش هم اخلاقش خیلی خیلی خوب شده طوری که منوکیانا باور نمی کردیم این همون بابک سابق باشه!!!!!به کیانا گفتم بالاخره به اونی که می خواستی رسیدی امامن......!!!!!کیانا گفت:فکرکردی چه جوری رسیدم باتعویض ۲۴تادوست پسرتونستم اونی که می خوام روبهش برسم!!!!!بابک دوست دوست پسرکیانابودکه دانیال که دوست بابک باشه ودوست پسرکیانا شروع می کنه به خالی بندی که بابک دست اونوبراش رومی کنه می گه دانیال نامزد داره اون داره توروبازی می ده باورت نمی شه اینم شماره ی نامزدش اسمش سمیراست کیانا زنگ می زنه به دختره می فهمه که حرفهای دانیال خالی بندی بوده یادم نمی ره اومد تومدرسه کلی گریه کرد!!!!رفت شاهین شهر دهن دانیال روسرویس کرد!!!!!بعدش بابک دوست دانیال به کیاناپیشنهاد دوستی می ده که کیانا قبول نمی کردامابرذای اینکخ لج دانیال رودربیاره قبول کرد!!!!!بابک خیلی پسرخوبیه همیشه آرزو دارم یکی مثل بابک گیرمنم بیاد!!!!بایک استاد دانشگاه هستش به خاطرکیانا قراره بیادتهران زندگی کنه!!!!!!منم که قرارنبودخارج ازکشوربرم می خوام برم چون کسی روتوایران ندارم که بهش دلخوش کنم برای چی ایران باشم همه ی آدمادروغ می گن دوستام می گن می خوای بری ایتالیشوهرپیداکنی؟می گم هچی باشن بهترازاین ایرانی های دروغگوهستش!!!!خب دیگه نمی دونین تواین مدت انقدرازکلاس منوانداختن بیرون!!!!معلم روتانشناسی مون روانداختیم بیرون که مدیرمون اومدگفت:برذای چی این کاروکردین؟که من آروم به دوستم گفتم:اون که لنت ترمزبود!!!!!خلاصه مدیرمون می فهمه ومی گه این چه طرزحرف زدنه خجالت نمی کشی؟!!!!گفتم:مگه دروغ میگم؟!لنت ترمزدیگه!!!!خب دیگه برای این دفعه بسه خیلی دلم براتون تنگ شده!!!!!حتمابازم آپ می کنم!!!!فعلابای!!!! 

خداوندااگر روزی بشربودی

زحالم باخبرگردی

پشیمان می شوی ازقصه ی خلقت

ازاین بودم ازاین بدعت

خداوندانمی دانی که انسان بودن وماندن

دراین دنیاچه دشواراست

چه زجری می کشدآن کس

که انسان است وازاحساس سرشاراست

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت9:42توسط یه دخترکه قلبش شکسته | |