|
۱. اومدم زنگ درپیش دانشگاهی روقطع کنم اشتباهی برق کل مدرسه روقطع کردم نمی دونین چه گندی زدم!!!!!!نزدیک بود اخراج بشم!!!!! ۲. یه پسره شده راننده سرویسمون که انگارهر روز صبح میاد سالن مد نمی دونین چه آرایشی می کنه اولین بار که اومد دنبالمون شک کردم راننده سرویس باشه!!!!!!!کلی بهش همیشه متلک می ندازیم بچه های سرویسمون می میرن براش اما من انقدرازش بدم میادبهشون می گم خاک توسرتون که عاشق یه راننده سرویس شدین!!!!!!!!!!!!!!!!!!حالااینا رو ول کنین!!!! این شعربیس احسان وسامیار بابچه های سرویس مسخره می کردیم کلی خندیدیم این راننده مون هم داشت می خندیدکه بهش گفتم:شماواسه چی می خندیدین؟گفت:هیچی!!!خلاصه دوستام می گن ضایعش نکن گناه داره گفتم:فقط کافیه یه ذره بخندی پرومی شه!!!!!!!!!!!!!!!فعلابسه!!!!!بای!!!!!!!!!!!
|
About![]()
سلام خوبین؟ممنون ازاینکه بهم سرزدین این وبلاگ تمامه سرگذشته خودمه تمامه ماجراهایی که برام اتفاق افتاده و برام اتفاق می افته امیدوارم ازاین وبلاگ خوشتون بیاد!!!!!!بانظرهای خودتون منوخوشحال می کنین!!!!!! Archivesتیر 1388خرداد 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 Links
کامل ترین وبلاگ شخصی |