|
سلام خوبین؟بالاخره تونستم مدرسه روبپیچونم بیام آپ کنم بچه ها یه گندی زدم که توش موندم توعید بود یکی از فامیل های دوستم روداشتم باهاش شوخی می کردم یعنی برای شوخی باهاش حرف می زدم چشمتون روز بدنبینه گفت بایدببینمت منم برای اینکه دوستم لونره مجبورشدم قبول کنم حالاپسره سریش شده می خوام بیام خواستگاری هرچی بهش می گم عرفان جان هرحرفی زدم شوخی بودباورنمی کنه رفتم خطم روعوض کردم خط جدیدم روپیداکرده!!!!!!!!این یه بدبختی بود یکی دیگه اش این بود که دوستم اومد باامیرقرارگذاشت که مادوتاروآشتی بده امانتونست یه دعوای اساسی شد هرچی امیرالتماس کرد اصلاآدم حسابش نکردم گفتم ۴سال من عذاب کشیدم حالانوبت توئه!!!!!یکی دیگه ازاتفاقااین بود که دوست پسرهمسایه مون اومد خواستگاری منم ضایعش کردم مرتیکه بایه اعتمادبه نفسی اومده بودکه انگارهمه چی قبوله می گفت به خاطراینکه ببینمت مجبوربودم بیام خونه ی دوستم هرچی می گفت جوابش رومی دادم بعدم گفتم قصدازدواج ندارم اما هنوز گیرداده نمی دونم کی شماره موبایلم روبهش داده؟!!!!!همش زنگ می زنه!!!!!چندوقت پیش معلم ادبیاتم زنگ زدخونه مون برای پسرش بیادخواستگاری منم شدیدا مخالفت کردم !!!!!!خلاصه بیچاره شدم داداش دوست خواهرم منوجلوی مدرسه دیده بودبه خواهرش گفته بود خواهرشم به خواهرم گیرداده بودکه دادشم می بیایم خواستگاری دم خواهرم گرم گفته بوده قصدازدواج نداره حالاکه نزدیک کنکوره هرکی می خوادمیادخواستگاری!!!!!!!پسرخاله ی مامانم می گه کنکورت روبده مال خودمی پسره لوس حالم ازش بهم می خوره!!!!!پدرم دراومد!!!!!!دوستم با بابک دعواش شدامازودآشتی می کنن آخه بابک رودوست داره دوستم چندوقت پیش اس ام اس دادکه باکسی دوست نیستی می خوای یه پسره خوب بهت معرفی کنم گفتم من غلط کنم باکسی دوست شم!!!!!!! نمی دونم عشق واقعی کجاست وکی میادسراغم هرکی میادخواستگاری نمی دونم چراازش خوشم نمی یاد یه جورین؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
|
About![]()
سلام خوبین؟ممنون ازاینکه بهم سرزدین این وبلاگ تمامه سرگذشته خودمه تمامه ماجراهایی که برام اتفاق افتاده و برام اتفاق می افته امیدوارم ازاین وبلاگ خوشتون بیاد!!!!!!بانظرهای خودتون منوخوشحال می کنین!!!!!! Archivesتیر 1388خرداد 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 Links
کامل ترین وبلاگ شخصی |